
دخترک تنهای قصه ی من مراقب خودت باش باید عادت کنی به اینکه همیشه فقط خودتی که کنار خودتی باید وقتی خوردی زمین خودت دست خودتو بگیریو و از جات بلند بشی یاد بگیر از پس تمام کارای خودت بربیای یادت باشه هیچوقت هیچکس کنار تو نیست به هیچکس نباید اعتماد کنی هر آدمی که تو زندگیته موقتیه تو تنها بدنیا اومدی...
ادامه مطلب
یک روز بالاخره من و تو باهم زیر باران قدم خواهیم زد ... و فراموش میکنیم هرآنچه که بین مان گذشته است را من و تو آن روز فقط یکدیگر را داریم... این بار باز هم باران نجات مان میدهد... آراممان میکند می بارد روی زخم هایمان میشویدش دلم میخواهد تا ابد باران ببارد.. آخر تو را میشناسم... عاشق بارانی... مهربان میشوی زیر باران! و شاید لحظه ای مرا هم به سان باران دوست بداری و همان برای من کافی ست... که از ته دل حس کنم که خوشبختم... یعنی میشود؟ که برسد آن روز؟ بی صبرانه منتظرش هستم که بیایی و مرا با خود ببری به آنجایی که هیچوقت باران تمام نشود آخر من دختر بارانم. .. -مجبوری- مرا هم دوست داشته باشی.......
ادامه مطلب
دارم فکر میکنم چقدر به تو و تفکراتت احتیاج دارم تو مثل یه بمب می مونی که تمام دنیا به منفجر شدن تفکرت احتیاج دارن اگه تو نباشی من به هیچکس اعتماد ندارم اگه تو نباشی هیچکس برای من جایگزین تو نمیشه! اگه تو نباشی من نمیتونم با کسی حرف بزنم اگه تو نباشی تنهایی یه گوشه برای خودم فکر میکنم و آروم آروم .... آب میشم -میمیرم-......
ادامه مطلب