رفیق بیست و چند ساله م عروس شد. قشنگترین عروس دنیا، و پر اضطراب ترینش البته..ـ.
خوشحالم که بالاخره قراره بیای نزدیک من زندگی کنی.
خوشحالم که با انرژی فوق العاده قوی و مدیومانه ام جذبت کردم
دو هفته ی اخیر دهن جفتمون سرویس شد و الانم یه کوچولو مریض شدم از شدت بی خوابی و استرس ها...
ولی اینکه دادمت به علی و نیمی از مسولیت های زندگیم کم شد راضی ام
عروسیت مبارک..
پ ن: در طول نوشتن این متن دو بار عطسه کردم:)
بمونه به یادگار...
I love you sis
برچسب:
نویسنده: باران رضایی