خرید بک لینک

تمام خیابان های شهر را
بدون حضورت
بی آنکه اصلن خبر داشته باشی
طی می کنم
با یاد تو می خندم
با یاد تو بغض می کنم
گاهی خودم را در قالب معشوق تو می پندارم و
آینده ام را با تو پیش بینی می کنم
گاهی در خیالم چنان محکم
می گویم دوستت دارم که
هر کجا هستی دلت بلرزد
گاهی هم آشوب در دلم می افتد
شاید قدم بعدی سر اتفاقی باز شد ...
بعد به دست هایم نگاه می کنم که
چیزی جز به دست آوردنت را
نمی خواهند ...
تمام روز هایم اینگونه سپری می شود
و من نمی دانم عاشقی چگونه می شود
ولی من اینگونه ام ..

#آیدین_دلاویز

@moonstories1

برچسب: نویسنده: باران رضایی تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:20

صفحه بندی